تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيدجواد حسينى خواه
7
قاعده فراغ وتجاوز (فارسى)
فروعات آن ، به اين حقيقت نيز مىرسيم كه تبيين تمام آنها به صورت تفصيلى صورت نگرفته و گاه مطالب در قالب كليّات بيان شده است ؛ از اين رو اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام دوستانشان را براى بدست آوردن احكام به اصحابشان ارجاع داده و نيز اصحابشان را با بيان اين كه « إنّما علينا أن نلقي إليكم الاصول وعليكم أن تفرّعوا » « 1 » تحريص به اجتهاد و تشويق به استنباط احكام شرعى از كلياتى كه در اختيارشان گذارده بودند مىكردند . بنابراين ما نياز به دانشى داريم كه در آن كيفيت استنباط صحيح احكام ، آموزش داده شود و آن همان دانش فقه است . فقه از جمله علومى است كه پس از علم به مبدأ از اهميّت بيشترى برخوردار است ، زيرا از يك سو هر عملى از اعمال انسان محكوم به يكى از احكام شرعى ، اعمّ از تكليفى يا وضعى است ؛ و از سوى ديگر ، هر روز جامعهى بشرى با مسائل نوينى روبروست كه سابقهاى در كتابهاى فقهى پيشينيان ندارد و حلّ اين گونه مسائل ، مستلزم تلاش پيگير و بىوقفه فقيهان است و در اين راستا ، قناعتِ بر ذخائر گذشته جز خسران نتيجهاى بر آن مترتب نيست ؛ چرا كه علم دريايى است بىكران ، با ژرفايى نامحدود ، بشر هرگز از توليد علم بىنياز نبوده و نخواهد بود ، اگرچه ما بر سر سفره پيشينيان نشسته و از ذخائر گذشته بهره مىگيريم ، ولى چه بسا نسل حاضر بتواند با كاوشى جديد و كشفى علمى ، ميدان جديدى را براى نشر علم و دانش مهيا ساخته و راهگشاى آيندگان باشد . در علم فقه ، فقيهان گاه به كلياتى مىرسند كه احكام موضوعات كثيرهاى از آنها قابل استنباط است ؛ از اين كليات با عنوان « قواعد فقهيه » ياد مىشود ، اگرچه كاربرد اين قواعد يكسان نيست ، ولى به هرحال به لحاظ تعميم آنها نسبت به مسائل فرعى فقهى از ديرباز مورد توجه فقيهان پيشين قرار گرفته و كتابهاى مستقلّى دربارهى آنها تدوين كردهاند . علم فقه نيز همانند ديگر علوم از رشد فزايندهاى برخوردار است ؛ چه بسا در ذخايرى كه از سلف صالح به دستمان رسيده است ، شاهد كتابى باشيم كه جامع كثيرى
--> ( 1 ) . محمّد بن حسن حرّ عاملى ، وسائل الشيعه ، ج 27 ، ص 63 ، ح 51 .